جهاد علمی از نگاه رهبر انقلاب اسلامی

  • توسط توسعه دهندگان
  • ۱۰ ماه قبل
  • ۰

الف ) توضیحات : به نظر من در این بحث ، منظومه ی فکری رهبر انقلاب درباره ی جهاد علمی به صورت کلی بدین شکل است که اولا درباره ی تاریخچه ای از تمدن اسلامی گذشته و تغییر شگرفی که در سطح آگاهی مردم ایجاد کرد صحبت کردند و سپس با بیان این که مسلمانان تنبلی کردند و از غرب که دانش را از مسلمانان آموخت ، عقب افتادند ، سپس در سال های مختلف با تاکید بر این که کار علمی یک نیاز اساسی برای کشور است و این که هر کشوری که علم داشته باشد دست برتر را دارد ، دائما تاکید دارند که امروز ، کار علمی در کشور ما مصداق جهاد فی سبیل الله است . ایشان در سال های مختلف مصادیق مختلفی را برای جهاد علمی ذکر کرده اند مثل نهضت سواد آموزی ، بحث هسته ای و سلول های بنیادی و موسسه ی رویان ، حرکت عظیم شیخ مفید(ره) برای مرتب کردن و ساماندهی فقه شیعه ، مقابله با تفکرات مارکسیستی در اوایل انقلاب و همچنین برخی افراد مجاهد را مثال زدند مثل شهدای هسته ای ، شیخ مفید (ره) و مرحوم محدّث ارموی . ایشان همچنین جهاد علمی را بعضا در کنار جهاد فرهنگی ، اقتصادی و نظامی قرار داده اند . البته در جایی به این موضوع تاکید کردند که جهاد نظامی پاداش ویژه ای دارد ، ایشان همچنین تاکید دارند که کشور بسیار زیاد به جهاد علمی نیاز مند است و با اشاره به این نکته که ما از غافله ی علم در دنیا عقب افتاده ایم ، فرموده اند که باید حرکت ما با شدّت و سال ها ادامه یابد . ایشان فرمودند که پیشرفت علمی کشور را قدرتمند می کند و فرمودند که کشور هایی مثل آمریکا و انگلیس و فرانسه با در دست گرفتن علم ، هستی ملت ها را به باد داده اند و افزودند که این نباید این گونه باشد و باید تغییر کند .

ایشان همچنین با بیان این که مجاهدت علمی در کشور آغاز شده است و این همان چیزی است که ما به دنبالش بودیم ، تنبلی و سستی و سایر آفت های این جهاد را اعلام فرمودند که جایز نیست و فرموده اند : هنوز در بسیاری از دانش های مورد نیاز زندگی دچار عقب ماندگی مزمن هستیم به این علت باید کار کنیم . ما نه فقط باید جایگاه فعلیمان را حفظ کنیم بلکه باید جلو برویم . اینها همه اش تلاش و مجاهدت لازم دارد .

و افزوده اند (برخی جملات منتخب از ایشان در این باره ) :

  • حرف ما به دانشگاه ها ، دانشمندان و نخبگان کشور این است که نگذارید این حرکت از دور بیافتد ، نگذارید حرکت علمی کشور متوقف شود .
  • امروز یكی از نیازهای اساسی و درجه‌ی یك كشور، نیاز علمی است.
  • اگر چنانچه ما توانستیم در عرصه‌ی علمی، پیشرفتهایی را كه تا امروز بحمدالله به دست آمده است، با همین سرعت دنبال كنیم، هم در زمینه‌ی مشكلات اقتصادی، هم در زمینه‌ی مشكلات سیاسی، هم در زمینه‌ی مشكلات اجتماعی، هم در زمینه‌ی مسائل بین‌المللی، مطمئناً گره‌گشائی‌های بزرگی خواهد شد.
  • علم مسئله‌ی بسیار مهمی است.
  • من عقیده‌ام این است كه كار علمی در دانشگاه و در كشور باید جهادی باشد؛ كار علمیِ جهادی انجام بگیرد.
  • آرمان‌گرائی در علم، یعنی در زمینه‌ی مسائل علمی باید دنبال قله بود.
  • من به شما عرض بکنم؛ امروز درس خواندن، علم‌آموزی، پژوهش و جدیت در کار اصلی دانشجوئی، یک جهاد است.
  • فرق میكند اینكه كسی برای پول، برای مقام، برای شهرت یا فقط برای خود علم كار كند؛ یا نه، به عنوان جهاد فی‌سبیل‌اللّه كار كند، در راه خدا تلاش كند.
  • جهاد علمی لازم است، مجاهدت لازم دارد.
  • اگر بخواهیم این مجاهدت به طور كامل انجام بگیرد، باید یك توجه ویژه‌ای به دانشگاه‌ها بشود؛ چون دانشگاه، محیط زیست و محیط پرورش استعدادها و نخبه‌هاست.
  • بدون انواع دانش، اقتدار کشور امکانپذیر نیست.
  • دانش اقتدار می‌آورد.
  • پیشرفت علمی، ضرورت حیاتی کشور در علوم مختلف است
  • ما باید علم را با همه‌ی معنای کامل آن به عنوان یک جهاد دنبال کنیم؛ این را من به جوانها، استادان و دانشگاهها می‌گویم.
  • مجاهد فی سبیل‌اللَّه تولید کننده است؛ باید هم علم را بیاموزیم و هم علم را تولید کنیم. ما باید یک کشور عالم بشویم.
  • ما باید علم را با همه‌ی معنای كامل آن به عنوان یك جهاد دنبال كنیم.
  • برادران عزیز! مایه‌ی علمی را مستحکم کنید.
  • این راه، راه مجاهدت علمی، مجاهدت سیاسی و دفاع قدرتمندانه از حقِّ روشن است. در این میدان، مسلمانان مدافع شرف و عزت و حقوق پایمال شده‌ی خویشند. انصاف و وجدان بشری، قاضی آگاه و بی‌گذشتی است که این مجاهدت مظلومانه را تأیید می‌کند و سنت الهی، پیروزی حتمی آنان را نوید می‌دهد: اُذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا و ان اللَّه علی نصرهم لقدیر.
  • امروز در کشورمان به پیشرفت علم نیاز داریم. امروز اگر برای علم سرمایه گذاری و مجاهدت و تلاش نکنیم، فردای ما، فردای تاریکی خواهد بود.
  • اسلام عزیز بزرگترین مشوّق علم است و چنین بود که در طیّ قرنهای پی‌درپی، مسلمانان پرچم دانش و معرفت و پیشرفت علمی را در همه‌ی جهان در دست داشتند، و امروز که پس از دوران تلخ تسلّط سیاستهای بیگانه بر کشورمان، بار دیگر ملت ایران آزادی از نفوذ استکبار جهانی را میآزماید، جهاد علمی یکی از بزرگترین فرائض ما است.
  • جوانان دانشور، طلبه و دانشجو، و اساتید متعهد، دانشگاهی و روحانی، باید مسؤولیت سنگین روشنگری و جهاد فكری و علمی را بیش از پیش بر دوش خود احساس كنند و در میدان علم و دین و آرمانگرایی به مسابقه‌یی الهی كه پاداش آن بهشت دنیوی و اخروی است، بپردازند.
  • محیط علمی باید در عین آن‌كه بالاترین بهره‌ی ممكن را از دانش پیشرفته‌ی جهان میبرد، متكی به خود و مبتكر و خلاق و كاوشگر باشد.
  • مبادا کسی خیال کند که مملکت بدون فعّالیت و تلاشِ سازندگی – فقط با ذکر خدا گفتن – آباد خواهد شد؛ ابداً. باید تلاش کرد، باید مجاهدت کرد؛ هم مجاهدت علمی، هم مجاهدت عملی.

 

ب) درباره ی عراق : در ضمن ایشان در یکی از صحبت هایشان با توجه ویژه ای نسبت به کشور فرموده اند : باید در عراق که مرکز استعدادهای علمی دنیای عرب است، یک نهضت علمی آغاز شود و دانشگاهیان و نخبگان به سمت جهاد علمی سوق داده شوند

 

پ) نکته ی دیگر درباره ی پیشرفت علمی این که ایشان فرموده اند : ما سرمایه‌گذاری‌های مقطعی زیادی داشتیم، پیشرفتهای مقطعی هم زیاد داشتیم كه قائم به اشخاص بوده، قائم به گروه‌های خاص بوده؛ این بایستی در همه‌ی بخشها، در همه‌ی رشته‌ها توسعه پیدا كند .

ت) باب دیگری که در صحبت ایشان قابل توجه است این موضوع است و فرموده اند :

– پیش‌فرض دوم این است که این پیشرفت علمی، اگرچه که با فراگیری علم از کشورها و مراکز پیشرفته‌ترِ علمی حاصل خواهد شد – بخشی از آن بلاشک این است – اما فراگیری علم یک مسئله است، تولید علم یک مسئله‌ی دیگر است.

– ما در مسئله‌ی علم، واگن خودمان را به لوکوموتیو غرب ببندیم. البته اگر این وابستگی ایجاد بشود، یک پیشرفتهائی پیدا خواهد شد؛ در این شکی نیست؛ لیکن دنباله‌روی، نداشتن ابتکار، زیرِ دست بودنِ معنوی، لازمه‌ی قطعیِ این چنین پیشروی‌ای است؛ و این جایز نیست.

– سوم اینکه این پیشرفت علمی بایستی با خودباوری اولاً؛ امید به موفقیت ثانیاً؛ حرکت جهادگونه ثالثاً؛ همراه باشد. چون ما فرض را بر این گذاشتیم که پیشرفت علمی، بایستی با نگاه بومی و با تکیه‌ی به فرهنگ خودمان باشد – فرهنگ ما یعنی اسلام و مواریث ملیِ پسندیده‌ی ما – و نیز ناظر به نیازهای کشور. این، بایستی مجموعه‌ی حرکت علمی ما را تشکیل بدهد

– و چهارم اینکه در این حرکت، تنبلی و تن‌آسائی و محول کردن کار به یکدیگر جایز نیست؛ حرکتِ جهادگونه باید کرد. جهاد فقط در میدان جنگ نیست، در میدان علم هم مثل بقیه‌ی میادین زندگی، جهاد لازم است. جهاد یعنی تلاش بی‌وقفه، همراه با خطرپذیری – در حد معقول البته – و پیشرفت و امید به آینده.

ث) بخش دیگر صحبت های ایشان را می توان درباره تشویق و دادن انگیزه به مردم برای علم و تولید برشمرد :

– امروز تولید علم، تولید كار، تولید ابتكار، تولید كالا، كالای مورد نیاز مردم، تولید انسان كارآمد، تولید فرصت و تولید عزت، هر كدام از اینها یك جهاد است.

– تولید در یك گستره‌ی وسیع باید شعار ملت باشد. تولید كار، تولید علم، تولید فناوری، تولید ثروت، تولید معرفت، تولید فرصت، تولید عزت و منزلت، تولید كالا و تولید انسانهای كارآمد؛ اینها همه تولید است.

–  هم دولت و هم ملت، بر این تولید همت بگماریم. این تأمین كننده‌ی امنیت ملی و اقتدار و پیشرفت كشور است.

– در یك روایتی از امیرالمؤمنین نقل شده است كه فرمود: «العلم سلطان، من وجده صال و من لم یجده صیل علیه»؛ یعنی علم اقتدار است، علم مساوی است با قدرت؛ هر كسی كه علم را پیدا كند، می‌تواند فرمانروایی كند؛ هر ملتی كه عالم باشد، می‌تواند فرمانروایی كند؛ هر ملتی كه دستش از علم تهی باشد، باید خود را آماده كند كه دیگران بر او فرمانروایی كنند.

–  ما باید علم را با همه‌ی معنای كامل آن به عنوان یك جهاد دنبال كنیم؛ این را من به جوانها، استادان و دانشگاهها می‌گویم

– علم مجرد و به تنهایی هم كافی نیست؛ علم را باید وصل كنیم به فناوری، فناوری را باید وصل كنید به صنعت، و صنعت را باید وصل كنیم به توسعه‌ی كشور. صنعتی كه مایه‌ی توسعه و پیشرفت كشور نباشد، برای ما مفید نیست؛ علمی كه به فناوری تولید نشود، فایده‌ای ندارد و نافع نیست. وظیفه‌ی دانشگاهها سنگین است؛ وظیفه‌ی آموزش و پرورش سنگین است؛ وظیفه‌ی مراكز تحقیقاتی و مراكز پژوهشی سنگین است.

– وقتی این ملت به هدفهای خود دست پیدا خواهد کرد و مشکلات گوناگون را از سر راه خود برخواهد داشت که ایمان و جهاد در میان مسؤولان به عنوان یک ارزش شناخته شود. این جهاد، جهاد علمی، جهاد عدالتخواهی و جهاد مدیریتی و اقتصادی است. مدیران کشور، مسؤولان، و پشت سر آنها مردم وقتی این شعارها را مد نظر قرار دهند، حرکت کشور به سمت هدفها و آرمانهای خود پُرشتاب و موفق خواهد شد.

 

ج) معنای جهاد : در ضمن در خلال این صحبت راجع به خود کلمه ی جهاد هم بارها توضیحاتی بیان شد . مفهوم آن توسط ایشان تبیین گردید و مثال هایی هم آورده شد . برای مثال ایشان در توصیف قضیه ی هسته ای فرمودند که آن کاری بسیجی بود ، کاری معمولی نبود .

ایشان درباره ی جهاد فرموده اند :

  • آنچه كه ملتها را، هم در تاریخ و هم در دوران خودشان، در میان ملتهای عالم سربلند میكند، مجاهدت است، در راس همه ی تلاش ها جانفشانی است . كاری كه انقلاب برای ما مردم ایران انجام داد، این بود كه این راه را در مقابل ما روشن كرد؛
  • عرصه‌ی حضور بسیج خیلی وسیعتر از عرصه‌ی نظامی است.
  • بسیج عرصه‌ی جهاد است، نه قتال. قتال یک گوشه‌ای از جهاد است.
  • جهاد یعنی حضور در میدان با مجاهدت، با تلاش، با هدف و با ایمان؛ این میشود جهاد.
  • یکی از انواع جهاد با نفس هم این است که شما شب تا صبح را روی یک پروژه‌ی تحقیقاتی صرف کنید و گذر ساعات را نفهمید. جهاد با نفس این است که از تفریحتان بزنید، از آسایش جسمانیتان بزنید، از فلان کار پرپول و پردرآمد – به قول فرنگی‌ها پول‌ساز – بزنید و تو این محیط علمی و تحقیقی و پژوهشی صرف وقت کنید تا یک حقیقت زنده‌ی علمی را به دست بیاورید و مثل دسته‌ی گل به جامعه‌تان تقدیم کنید؛ جهاد با نفس این است. یک قسمت کوچکی هم جهاد با مال است
  • راه پیروزی نهائی و کامل ملت ایران این است که این خط مستقیم، خط ایمان؛ ایمان به خدا، ایمان به خود، ایمان به قدرت ملی، اعتماد به نفس ملی و راه حرکت و مجاهدت در همه‌ی اشکالش؛ مجاهدت علمی، مجاهدت عملی – و آنجائی که لازم است، مجاهدت نظامی – و ایمان و جهاد را از دست ندهند.
  • یک جهاد بزرگ در مقابل ملت مسلمان است. این جهاد لزوماً جهاد نظامی نیست؛ جهاد سیاسی است، جهاد فکری است، جهاد علمی است، جهاد اجتماعی است، جهاد اخلاقی است. و امت بزرگ اسلام بتدریج با ابعاد گوناگون این جهاد آشنا شده است و آشنا میشود.
  • جهاد فقط در میدان جنگ نیست، در میدان علم هم مثل بقیه‌ی میادین زندگی، جهاد لازم است.
  • جهاد یعنی تلاش بی‌وقفه، همراه با خطرپذیری و پیشرفت و امید به آینده.
  • جهاد یعنی مبارزه.
  • می‌گویی من دارم مبارزه می‌کنم: مبارزه‌ی علمی می‌کنم، مبارزه‌ی اجتماعی می‌کنم، مبارزه‌ی سیاسی می‌کنم، مبارزه‌ی مسلحانه می‌کنم؛ همه‌ی اینها مبارزه است و معنا دارد. مبارزه یعنی تلاش پُر نیرو در مقابل یک مانع یا یک دشمن.
  • اگر انسان با این موانع درگیر شود و سعی کند آنها را از میان بردارد، این می‌شود مبارزه. جهاد در زبان عربی عیناً به همین معناست؛ یعنی مبارزه. جهادِ در قرآن و حدیث هم به همین معناست؛ همه‌جا به معنای جنگ مسلحانه نیست. البته یک‌جا با جنگ مسلحانه تطبیق می‌کند، یک‌جا هم با جنگ غیرمسلحانه تطبیق می‌کند.
  • كوشش در میدان علم، اخلاق، همكاریهای سیاسی و تحقیق نیز برای مردم جهاد محسوب می‌شود.
  • یکی از جهادها هم «جهاد فکری» است.
  • چون دشمن ممکن است ما را غافل کند، فکر ما را منحرف سازد و دچار خطا و اشتباهمان گرداند؛ هرکس که در راه روشنگریِ فکر مردم، تلاشی بکند، از انحرافی جلوگیری نماید و مانع سوءفهمی شود، از آنجا که در مقابله با دشمن است، تلاشش «جهاد» نامیده می‏شود.
  • کسی خیال نکند که جهاد – همان جهاد مسلّحانه را می‌گوییم؛ نه جهاد علمی و مالی و اقتصادی و جهاد در سنگر سازندگی که همه در جای خود محفوظند و فضیلت دارند.

چ) مفهوم جدیدی از جهاد :

در مورد جهاد دانشگاهی من اعتقادم این است که این ترکیب – جهاد و دانشگاه، و تلفیق جهاد که یک امر ارزشی معنوی است با علم و دانش و با دانشگاه – دارای پیام است؛ نشان می‌دهد که می‌توان علم جهادی و نیز جهاد علمی داشت؛ این همان کاری است که شماها مشغولید. علم شما علم جهادی است؛ با جهاد و با اجتهاد همراه است؛ دریوزه‌گری و منتظر نشستن برای هدیه شدن علم از این‌سو و آن‌سو نیست؛ دنبال علم می‌روید تا آن را به‌دست بیاورید؛ این علم جهادی و علم برخاسته‌ی از مجاهدت و اجتهاد و تلاش است. از طرفی شما مشغول جهاد هستید. جهاد یعنی مبارزه برای یک هدف والا و مقدس. میدانهایی دارد؛ یکی از میدانهایش حضور در نبردهای مسلحانه‌ی رایج جهانی است. میدان سیاست هم دارد؛ میدان علم هم دارد؛ میدان اخلاق هم دارد. ملاک در صدق جهاد این است که این حرکتی که انجام می‌گیرد، جهتدار و مواجه با موانعی باشد که همت بر زدودن این موانع گماشته می‌شود؛ این می‌شود مبارزه. جهاد یعنی یک چنین مبارزه‌یی، که وقتی دارای جهت و هدف الهی بود، آن‌وقت جنبه‌ی تقدس هم پیدا می‌کند. شما مبارزه‌ی علمی می‌کنید؛ زیرا این کار شما به‌طور واضح دشمنان بسیار سرسختی دارد که نمی‌خواهند این حرکت علمی و تحقیقی انجام بگیرد. لذا به نظر من جهاد دانشگاهی فقط یک نهاد نیست، بلکه یک فرهنگ است؛ یک سمتگیری و حرکت است. هرچه بتوانیم ما این فرهنگ را در جامعه گسترش دهیم و آن را پایدار و استوار کنیم، کشور را به سمت سربلندی و عزت و استقلال حقیقی بیشتر پیش برده‌ایم.
خوشبختانه جهاد به انتظاری که از آن می‌رفت، پاسخ داد. یک روز شاید فکر می‌شد که جهاد یک حرکت گلخانه‌یی است که برای نمونه‌سازی درست کردیم. امروز این گلخانه دارد فضای جامعه را به گلستان تبدیل می‌کند. نه تنها به نمونه‌سازی اکتفا نکرده، بلکه برکات خودش را دارد سرریز می‌کند.

این‌که شما در صفوف مقدم علم در بعضی از بخشها دارید حرکت می‌کنید و آن را برای پیشرفت علمی و صنعتی و فناوری کشور به‌کار می‌گیرید و تحقیق را رشد می‌دهید، معنایش این است که این گلخانه دیگر گلخانه نیست، بلکه فضای باز و معطری است که در حال گسترش است، و من طرفدار این گسترش هستم؛ باید این گسترش روزبه‌روز بیشتر شود.

 

عزیزان من! هرچه می‌توانید، خودتان را با علم و عمل بسازید. دوران جوانی شما مثل دوران جوانی نسل قبل از شما، دوران تعیین‌کننده‌ی سرنوشت تاریخی این ملت است.

نسل قبل از شما اگر تنبلی می‌کرد، اگر در خانه می‌نشست و اگر لااُبالیگری را پیشه‌ی خود می‌ساخت، ملت ما غرق در فسادِ وابستگی و ذلّتِ فرودستی نسبت به امریکا باقی می‌ماند. آن نسل ایستاد، انقلاب را پیروز کرد، جنگ را پیروز کرد و از هویّت ملی و شخصیت ملی دفاع جانانه‌ای نمود. امروز هم نوبت نسل جدید است.

دشمن از جوانان ما می‌ترسد و می‌داند که اگر نسل جوانِ گسترده‌ی با ایمانِ ما با همین ایمان در صحنه بایستد، هیچ سلاحی، هیچ بمبی و هیچ موشکی نمی‌تواند این ملت را به زانو درآورد. هر گامی که شما برای ارتقای علمی و عملی و اخلاقی خودتان بردارید، مثل گلوله‌ای است که به سمت دشمن شلیک می‌کنید. این جنگ و این رزم، جهاد بزرگی است.

نسل جوان ما از لحاظ علمی باید پیشرفت کند؛ همچنان که تا امروز پیشرفت کرده است.

مسأله این است که دستیابی نسل جوانِ کارآمد این کشور به فنآوریهای سطح بالا، آنها را می‌آزارد و رنج می‌دهد. آنها می‌خواهند ملتها وابسته بمانند، ملتها پایین بمانند، ملتها دستشان به سمت آنها دراز باشد، ملتها همیشه ضعیف و ذلیل باشند تا آنها بتوانند هر کاری می‌خواهند، سر ملتها درآورند. کارِ مقابل آنها این است که ملتها خود را از لحاظ علمی و ایمانی قوی کنند.

من جوانان عزیز را به یك مجاهدت حقیقی دعوت می‌كنم. مجاهدت فقط جنگیدن و به میدان جنگ رفتن نیست. كوشش در میدان علم، اخلاق، همكاریهای سیاسی و تحقیق نیز برای مردم جهاد محسوب می‌شود.

 

انقلاب اسلامی، جهتگیری دانشگاه را یکسره دگرگون کرد و خودباوری، و ابتکار، و استقلال، و پایبندی به ارزشهای اسلامی، و جهاد علمی، و آزادی از اسارت و تبعیت، را جهت اصلی آن قرار داد.

 

 

ح) سوء استفاده ی ابزاری از علم :

ایشان فرموده اند : در دنیا برای این‌که ثابت کنند که علم ذات سکولار دارد و دانش با ارزشها کاری ندارد، خیلی سعی شد و برایش فلسفه درست کردند؛ استدلال کردند و بحث کردند برای این‌که مفهوم دانش را یک مفهوم مجردِ از ارزشها معرفی کنند؛ درست نقطه‌ی مقابل کاری که الان شما کرده‌اید. شما می‌گویید جهاد دانشگاهی؛ جهاد یک ارزش است. حقیقت مطلب هم این است که علم و عقل ابزار دو جنبه‌یی است؛ می‌تواند در خدمت ارزشها قرار بگیرد، می‌تواند در خدمت حیوانیت و سَبُعیت قرار بگیرد. بستگی به این دارد که مدیریت علم با چه کسی است.

 

ساده‌انگاری است اگر امید و طمع دشمن بر رجعت دانشگاه به آن گذشته‌ی آفت زا، نادیده گرفته شود. امروز آماج بسیاری از تبلیغات خصمانه‌ی دشمنان، در درجه‌ی اول، دانشجویان و دانشگاهیانند.

. دستهای طرار و مغزهای مكار و دلارهای بیشمار در تلاشی بیهوده، نسل جوان انقلاب را هدف گرفته‌اند.

آنان از بیداری جوانان و قدرت تحلیلی كه در پرتو انقلاب به آنان داده شده، غافل‌اند.

خ) وظیفه ی رهبری چیست ؟

بنده که بیشترِ سنگینی بارم این است که نگاه کنم ببینم کجا شعله‏ی جهاد در حال فروکش کردن است و به کمک پروردگار نگذارم؛ ببینم کجا اشتباه کاری می‏شود، جلوش را بگیرم- مسئولیت اصلی حقیر، همین‏هاست- از وجود جهاد در وضع کنونی کشور، نگران نیستم.

 

د) حرکت ابراهیم وار :

ابراهیم علیه‏السّلام به عنوان یک جوان داعی توحید و تنها دعوت‏کننده به معرفت پروردگار در یک جامعه‏ی غفلت‏زده و شرک‏آلود، وارد میدان دعوت شد؛ اما دلها همه خواب و مغزها متحجّر شده بود. ابراهیم علیه‏السّلام، به تدبیر الهی باید تکانی به دلها، فکرها و ذهنهای مردم می‏داد تا در سایه‏ی این تکانِ شدید، می‏توانست حرف خود را به اعماق جان مردم برساند. آن تکانِ شدید، این‏گونه به وجود می‏آمد که ابراهیم علیه‏السّلام، بتخانه و مرکز ایمان کورکورانه و جاهلانه‏ی آن مردم را به هم بریزد.

او وارد بتخانه شد، بتها را شکست و تنها یک بت را که بت بزرگ بود، سالم نگاه داشت؛ برای اینکه از همین نقطه بتواند استفاده کند و ذهنها را متوجّه حقیقت سازد. بعد از آنکه مردم فهمیدند این حرکت، کارِ ابراهیم خلیل اللّه است، گفتند: آیا تو این کار را با خدایانمان کردی؟! «قالوا ا انت فعلت هذا بآلهتنا یا ابراهیم .» و ابراهیم علیه‏السّلام به آنان جواب داد: «قال بل فعله کبیرهم هذا فاسألوهم ان کانوا ینطقون.» از اینجا مجاهدت فکری ابراهیم علیه‏السّلام که یک نفر بود در برابر یک دنیا، شروع شد. نکته، اینجاست. یک دنیای ظلمانی در برابر ابراهیم علیه‏السّلام بود؛ که در آن قدرتهای پرتلألؤ مادّی بودند، ثروتمندان درجه‏ی یک بودند، داعیان و گویندگان تابع قدرت بودند و او تنها بود. این، درس است. یک ملت وقتی‏که در مقابل یک دنیای مخالف قرار می‏گیرد چه حالی دارد؟ امروز شما به ملت ایران نگاه کنید! ملت ایران حرفی می‏زند که هیچ‏یک از قدرتهای جهانی آن را دوست نمی‏دارند.

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
قبلی «
بعدی »

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *