اوتوپیا و آواتارهای رباتیک

  • توسط امین عسکری
  • ۶ ماه قبل
  • ۰
  • آرمان شهر در تمدن غرب( utopia ) :

انسان موجودی است که به دنبال لذت بردن است و برای لذت بردن از زندگی و بالا بردن کیفیت آن تلاش می کند ، از این رو همه بر این موضوع متفق القول هستند و می خواهند که زندگی بهتری داشته باشند تا لذت ببرند و ارضا شوند . شاید بتوان گفت تجلی این رویاها در تمدن غرب شهری خواهد بود که بالاترین میزان امکانات و رفاه را برای شهروندانش به ارمغان آورد. شهری پر از تکنولوژی و دانش و انسان هایی بسیار فعال و سرزنده که هر روز دست به ابداعات و اختراعات جدید می زنند . روزی که انسان در اوج لذت بردن از زندگی اش قرار بگیرد و همه در صلح زندگی کنند .

شهری که کیفیت زندگی در آن به قدری بالاست که بیماری ها ریشه کن شده اند و هر کس به طور طبیعی ۲۰۰ سال عمر می کند . در این شهر تمام نیازهای فیزیکی و ذهنی شما کاملا تامین و عدالت(justice ) میان انسان ها برقرار می شود .

شهری با ساختمان های سر به فلک کشیده و با شکوه ، آسمانی آبی و هوایی خنک و بوی عطر گیاهان معطر که تمام فضای شهر را پر کرده است . وسایل نقلیه ی پیشرفته ای در اطراف شما در حال پرواز و جا به جایی مردم اند و رستوران هایی که غذاهای بسیار با کیفیت و خوشمزه ای را برای مردم فراهم می کنند و همه ی مردم می توانند از آن غذاها تهیه کنند . البته این به این معنا نیست که امکانات بسیار بهتری برای افراد متمول شهر وجود ندارد بلکه اصل تلاش و رقابت باقی می ماند تا شهر از شور و شوق پیشرفت نیافتد .

 

در این شهر همه ی کارهای سخت را ربات ها انجام می دهند . بنابراین انسان ها در رنج و سختی نیستند . ربات ها ماشین های مهمی هستند که زیر ساخت اساسی برای این تمدن به شمار می آیند .

البته همزمان نیروهای نظامی قدرمتندی از شهر شما دفاع می کنند و اجازه وارد آمدن کوچکترین خدشه ای را به شهر شما از سوی دشمن نمی دهند .

 

شما در این شهر می توانید تا ابد به خوبی و خوشی زندگی کنید . شهری که زیبایی هایش تمام نمی شود و هر روز با ذهن بی نهایت انسان ، خیالات او به واقعیت تبدیل می شوند . در این شهر انسان ها به انواع لذت ها خواهند رسید و این کار به وسیله  دانش و تکنولوژی هایی انجام خواهد گرفت که برخی از آن ها هم اکنون هم وجود دارند و یا مراحل ابتدایی خود را طی می کنند . یک واقعیت مهم این است که آری از نظر تئوری ، این چنین آرمان شهری می تواند واقعیت پیدا کند .

آرمان شهر غرب می تواند حتی فنا ناپذیر باشد :

در آرمان شهر غرب شما بر روی کره آبی کوچکی در فضایی چنان بی کران زندگی می کنید که می توانید به وسیله ی تکنولوژی تا هر زمان که  خواستید زنده بمانید و در هر کجا که خواستید زندگی کنید . حتی اگر خواستید می توانید سیاره ی خودتان را بسازید . تمدن غرب به شما پیشنهاد می دهد که خیلی هم نیاز ندارید تا مقید به نگه داری از سیاره تان باشید چرا که می توانید به سایر سیاراتی بروید که امکان زندگی بر روی آن ها وجود دارد . بنابراین در این فضای بیکران شما تا ابد زنده اید و لذت می برید . آری قیامتی درکار نیست . شما در فیلمی همانند Interstellar  معنای زندگی پس از مرگ را با فیزیک توجیه می کنید ، فیزیکی دقیق و مبنی بر علوم تجربه شده و قوانین اثبات شده و برترین نظریات آن ، در این فیلمی که سرتاسر آن علم است و تخیلات بی خود در آن راهی ندارد ،  انسان هایی که سیاره ی خود را نابود کرده اند به وسیله تکنولوژی سفرهای فضایی ، در فضا محیط زندگی خود را می سازند و با موسیقی تاثیرگذار هانس زیمر که با تم ارگ کلیسا ساخته شده و شما را به یاد دین و مذهب می اندازد ،  این مطلب را به شما می رساند که همه چیز علم است و همه چیز فیزیک است ، حتی مرگ و زندگی پس از مرگ با فیزیک و استروفیزیک قابل توجیه و تفسیر و دسترسی هستند . جالب است که بدانید در این فیلم حتی تصاویر گرافیکی طراحی شده بر مبنای معادلات فیزیک هستند و هیچ چیز صرفا تخیلی را نمی توانید در این فیلم پیدا کنید . تمام این داستان هم کاملا منطقی است ، چیزی از این رویا از کسی مخفی نمی شود و همگان به مشارکت در تحقق این رویا دعوت می شوند .

تمدن غرب به ما می گوید اگر زندگی بهتر می خواهید و اگر قدرت و عزت و شکوه می خواهید ، هر کدام از شما هر اندازه که خواست می تواند مشارکت کند و به ما کمک دهد تا تمدنی بسازیم که اوصاف آن در بالا آمد . مگر یک انسان از زندگی اش بیش از این چه می خواهد ، قدرت ، عمر بی نهایت ، لذت بری نا محدود از دنیا ، توانایی خلق ایده هایش و … .

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
قبلی «
بعدی »

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *